بهترین چیز نگاهی است که از حادثه عشق، تر است

عشق به نفرت

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 12 آبان ماه سال 1386 ساعت 6:02 PM

حال و روز ما چه تلخه

مثلِ افتادنِ برگه

رسیدیم سرِ دو راهی

زمینی؟ یا آسمونی؟

گرمِ گرم تو آسمون ها

دم به دم تا کهکشون ها

می کنیم طی الطریق ما

می بینیم با چشم دقیق ما

آدمایی که زمینند

چشم به راهِ ما می شینند

می شتابیم سوی عرفان

زیرِ بارانِ زمستان

در دلِ جنگلِ وحشی

در کمینِ صلح و آشتی

جسمِ ما روی زمینه

روحمون تو آسمونه

ما دو تا سیرِ صعودیم

توی چنگ یک سکوتیم

هر دومون بهشت و دیدیم

روی دوزخ خط کشیدیم

ما دو یارِ آتشینیم

چرا رو زمین بشینیم؟!

عشقمون ستاره بازی

کهکشونِ راهِ شیری

 

این شعر زندگینامه من است. شناسنامه من و دوستِ عزیزم سهیل .

ساعت ۱۲:۵۲ جمعه شب ۲۹/۷/۱۳۸۶

شاعر جوان _ V.A

وحید عابدین پور