بهترین چیز نگاهی است که از حادثه عشق، تر است

عشق به نفرت

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 18 مهر ماه سال 1386 ساعت 00:57 AM

از شراب عشقِ تو٬ میگون شدم

از دل تاریک شب ٬ بیرون شدم

لحظه ای بر چشم تو ٬خیره شدم

خالی از هر ٬کینه و حیله شدم

ما دو تا٬کنار هم٬دست به دست

بوسه ام بر لب سرخِ تو٬نشست

شونه گرم تو ٬ مرهم منه

خونِ تو ٬ انگاری تو٬ رگِ منه

{من به تو می بالم *واسه دوستی مث تو  *من به خود می بالم}

دلِ تو ٬ اندازه دریاست٬ واسه من

با تو بودن٬ اوج رؤیاست٬ گل من

ارمغانِ٬  تو برام ٬ سعادته

این یه رؤیا نیست ٬ خودِ حقیقته

انگاری خودِ خدا٬ دوست نداره

قاصدک٬ جدایی رو ٬ خبر بده

انگاری خدا می خواد به ما بگه

تا ابد٬ باشیم برای همدیگه

{من به تو دل دادم  * تو به من دل بستی  * من و تو ٬ ما هستیم}

 

چه رؤیای زیبایی! عاشق می میرد٬معشوق می میرد٬ عشق٬

مدت هاست که مُرده است. اما نه٬ عشق نمی میرد. کاش

حقیقت و رؤیا٬ یکی بودند٬ بدونِ هیچ تضادی.

ساعت : ۷:۵۰ غروب سه شنبه ۱۷/۷/۱۳۸۶

شاعر جوان V.A