X
تبلیغات
رایتل

رویای خاکستری

عشق به نفرت

یک قطره خاطره

توی تاریکی شب٬ باز به خودم فکر می کنم

توی ظلمت دلم٬ گذشته رو طی می کنم

بعضی ها بودن با من٬ بعضی هم خنجر و از پشت می زدن

بعضی ها کنار من ٬بعضی هم خون من و تشنه بودن

 

**چه روز های خوبی بود٬ روزهای کودکیمون**

**حیف که زود گذشت و رفت٬ روز های جوونیمون**

**دیگه دورم از تاقم٬ دیگه دورم از پناهم**

**دیگه نیست یاری که بوسه٬ بر روی لباش بکارم**

 

انزوا رفیق غصه هام شده٬ تاریکی مرهم گریه هام شده

کسی که بیش از همه میخواستمش٬اومده قاتل رؤیاهام شده

ای خدا بخت کسی که عشقمو ازم گرفت و تیره کن

ای خدا چشمای بی نور مرا به روی خود٬ تو خیره کن

 

یکی دیگر از غزلگریه های زمینی من که اوج احساس یک عاشق

 و اوج یک حسرت کهنه و تلخ را به تصویر می کشد.

ساعت ۱۱:۴۳ ظهر جمعه ۱۱/۸/۱۳۸۶

شاعر جوان ـV.A

 

 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 09:47 ق.ظ | نویسنده: وحید | چاپ مطلب
نظرات (23)
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 10:26 ق.ظ
یاسمین ( حرفهای یه دختر غمگین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان
انگاری غم تمومی نداره....
دلت شاد
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 11:05 ق.ظ
ساقینامه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام بعنوان تسکین یکی از شعرامو تقدیمت میکنم


روزگار بدبیاری طی شود

ابرتیره زآسمان تو رود

آن زمان که بخت از تو دور شد

حال سوی تو شتابان او دود

خوش باشی
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 12:03 ب.ظ
شیرین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی زیبا بود
آپم
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 12:11 ب.ظ
نهال
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مرسی که به وبم سر زید و من رو مورد لطفت قرار دادی...
ترانه ی جالبی بود ...اما سعی نکن تلخ باشی ...
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 12:31 ب.ظ
بچه های شیراز (تبادل)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام گروه بچه های شیراز با تبادل لینک با سایت شما را قبول کرده ولی بازدیتان خیلی کم است امید است با تبادل لینک با ما آمارتان نیز بالا رود با تشکر مدیر تبلیغات سایت بچه های شیراز لینک ما را به عنوان **بزرگترین پاتوق دخترها و پسرهای ایرونی ** قرار دهید و به ما خبر دهید تا ما شما را به چه نامی در سایت قرار دهیم
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 01:05 ب.ظ
ساناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیز
مرسی که سر زدی ...به نظر من هیچ چیز اونجوری که فکر می کنی نیست!
بهترین چیزی که از خدا خواستی همینه که بگی به خودش مشغولت کنه...چیزی که من همیشه می خوام و برای همه ارزوش می کنم .
بازم سر بزن....
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 05:40 ب.ظ
غزال۱۳
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خوبی؟؟؟
ممنونم که اومدی و بهم سر زدی
خیلی خیلی با احساسی و همیشه حرف تازه ای برای گفتن داری
راستی تو کتابی از شعرات چاپ نکردی؟
خیلی خوشحال می شم اگه بتونم مجموعه شعراتو پیش خودم داشته باشم!!!
خبرشو بده.بازم ممنون از اومدنت
شاد و پر انرژی باش
این روزا یه کم غمگینتری چیزی شده؟؟؟
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 06:25 ب.ظ
سعیده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
گذشته ها گذشتن . بهتره غمهای گذشته رو هم فراموش کنیم
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 06:52 ب.ظ
شیوا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام . امیدوارم یه روز به وبتون سر بزنم و احساس شادی و سرور را از لا به لای جملاتتون حس کنم
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 08:11 ب.ظ
زهرا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چارلی چاپلین به دخترش: تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریانت را نشانش نده! هیچ گاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگه دار اگر هم یه روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد به او بگو که تو را بیش تر از خودم وکمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم وبه تو نیاز دارم
-----------------------------------------------------------
سلام خیلی پستت قشنگه خیلی وبلاگ زیبایی داری اپم خوشحال می شم سر بزنی
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 09:58 ب.ظ
ساینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید
حسابی شرمنده ام
به زودی زود دوبارم میام پیشت
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 10:03 ب.ظ
یک آدم اینجوری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید عزیز

مهربون چرا شکست نفسی می کنی؟

تو که انقدر قشنگ شعر می گی چرا الکی خودتو کوچیک می کنی؟ قول بده دفعه ی آخرت باش!

خیلی قشنگ نوشتی...
جدی جدی دلم برای بچگی هام تنگ شده...

قربانت یک آدم اینجوری!
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 10:31 ب.ظ
afshin, germany
امتیاز: 0 0
لینک نظر
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

وطـن، شوش و چغازنبیل و کارون
ارس، زاینده رود و موج جیحون

وطـن، تیر و کمان « آرش » ماست
سـیـاوش های غرق آتش ماست

وطـن، « فردوسی » و « شهنامه »ی اوست
کـه ایـران زنـده از هنـگـامـه ی اوسـت

[گل][گل][گل] payandeh iran [گل][لبخند]
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 11:27 ب.ظ
پگاه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خوبی؟ یعنی چی چقدر ارومم؟
خیلی قشنگ بود راست میگی به خدا موفق باشی بابای
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 11:29 ب.ظ
مهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید
اخه چرا ....اینجوری اخه
شعر شاد بگو ...جدی کسی هست به خون تو تشنه باشه ؟
از کجا منو شناختی (چشمکخبیصانه )
موفق باشی
راستی وحید منظورم اینکه یعنی چی از خودم و خدا بگم
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 12:21 ق.ظ
عاطفه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شبت خوش وحید جان
میدونی واسه اینکه گذشته رو تلخ نبینی و روزهای بهتری داشته باشی کافیه که فقط یکم،یکم به خودت بیای و بتونی به خودت و آینده ات وقت بدی...گذر زمان همه چیز رو درست میکنه...همه چیز رو...
خوش باشی شاعر جوان هر جا که هستی.
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 07:39 ق.ظ
مرتضی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی زیبا بود شاعر جوان
خیلی غمگینی . نکنه به آخر خط رسیدی
البته آدمهای با احساس لطیف مثل شما دیگه طاقت یه تو گفتن رو ندارن بخاطر اینه که خیلی رنجور شدی و در کلامت ظاهر شده
مراقب خودت باش دوست عزیزم
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 08:38 ق.ظ
سامانه مروارید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به به ... به به ... عجب شعر قشنگیه

مرسی وحید جان ، واقعا قشنگ گفتی .... آفرین ...
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 09:11 ق.ظ
ساینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید
خوبی؟
چه می کنی با درس و دانشگاه ؟
م م م چرا درست جواب نمیدی؟
مگه هنوز ناراحتی؟
ببین من اصلا اهل منت کشی نیستم هااااا
مگه چند بار عذر خواهی کنم؟
به جووووون خودت نباشه تقصیر تو بود دیگه !
هی من کامنت می ذاشتم هی تو درست جواب نمیدادای
پیش خودم گفتم خوب بی خیال .......
اما هنوز معتقدم تو خیلی ی ی مهربونی
می بخشی و بازم می بخشی (چشمک)
خوشحال میشم بیای پیشم !
اخم هات را باز کن و بخند (نه به کامنت ام هااا ...تو بخند دنبال بهونه اش هم نباش ـــ ببین کی به کی می گه؟ـــ)
زیاد حرف زدم !؟
بای


چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 09:42 ق.ظ
مرتضی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست خوبم
یه شعر با عنوان قلب تاریک سرودم بیا و نظر بده
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 10:03 ق.ظ
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان.

همیشه این سوال و از خودم پرسیدم که چرا ما آدما باید دنبال خوشبختی بدویم ولی همین طور که نشستی غم خودش میاد؟؟ به نظرت چرا؟؟ با اینکه بارها خوشبختی رو تجربع کردم ولی هنوز نتونستم خوشبختی رو برای خودم تعریف کنم.
غصه نخور وحید جون غم تو زندگی همه ما هست فقط تو نیستی که دل شکسته ای ما هم هستیم
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 10:31 ق.ظ
آتوسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید عزیز
غزلگریه زمینی شما مارو برد به اوج احساس
زیبا بود و دلنشین
اوقاتت لیلایی
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 09:24 ب.ظ
رژانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر

سلام آقا وحید
چی شده دیگه کمتر به ما سر می زنی ؟
من که درگیر درس خوندن هستم واسه همینم کمتر نت میام ...شما باید به بزگی خودتون ببخشید ....همیشه شعراتون زیبا بوده و پر محتوا که
من همشونو دوست دارم ....
امیدوارم موفق تر از اینی که هستی باشی .....و مطمئنا موفق تر خواهی شد ....
شاد باشی و موفق..من اپ کردم دوست دارم تو هم مهمون جشن کوچولوی من باشی ....حتما بیا ....منتظرتم...بای
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد