X
تبلیغات
رایتل

رویای خاکستری

عشق به نفرت

به یاد دوست نامردم!

به یاد دوست نامردم!

آیا یک بار٬حتی یک بار از خودت پرسیدی که با من چه کردی؟

تو را عاشق و دیوانه بودم.تو را همچون شیر٬ حامی بودم.

اما تو چه؟ لبخندهای اجباری٬ دوستت دارم های ظاهری و ابراز علاقه های

پوچ.یادش بخیر آن روزها. روزهایی که با شنیدن صدای گرمت٬ گُر می گرفتم از خوشی.

 روزهایی که در کنار من بودی اما در انتظار تماس دیگری. روزهایی که... .

من برای با هم بودن چه کارها که نکردم.حتی اکنون هم اگر کاری باشد دریغ نمی کنم

اما نه برای برگشتن تو ٬برای اینکه عشق خویش را بر تو تمام سازم.

در آرزوی یک لحظه دیدارت هستم٬ هر چند از فاصله ای دور اما نه. نه! دیگر

نمی خواهمت. لبخندت دیگر برایم زیبا نیست چون به دیگری تعلق دارد.

امیدوارم او را بر خلاف من٬ جانانه بخواهی. امیدوارم با او کامل شوی.

آرزومندم که در کنارش محکم و استوار زندگی را ادامه دهی.

نازنینم!   من تکدی گری نیاموختم. من گدایی عشق نمی کنم. دیگر خودم را

فدای مژگان بلندت نمی کنم. چون که برای من مرده ای. همانطور که

مدتها قبل برایت دفن شده بودم.

کوچک من!   مجال تلافی برایم آنقدر هست که نگو.

لیکن چرا؟ نه کینه ای از تو به دل دارم و نه از تو شکایتی دارم.مرا با رفتنت٬ مرد ساختی.

 آری! من٬ مدیون رفتنت هستم. با رفتن تو دیگر به هر کس اعتماد نمی کنم. دیگر

 عشق را به خانه ام راه نمی دهم. و با رفتنت٬ از همه مهمتر٬ مرا مردی ساختی

که نامردهایی به سان تو را حتی نظاره نمی کند و به امثال تو رحم می کند.

و دیگر خداحافظ ای شاهزاده قصر خاطراتم.

(V.A)

شاعر جوان

تاریخ ارسال: دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 02:14 ب.ظ | نویسنده: وحید | چاپ مطلب
نظرات (10)
دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1386 02:22 ب.ظ
بی نشون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چقدر غم انگیز
دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1386 02:34 ب.ظ
مهدی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم
خشته نباشی
وبلاگ جالبیه
خوشحال میشم بهم سر بنزی
ففعلا
دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1386 04:49 ب.ظ
آیدا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عشق هیچوقت کینه به دل نمیگیره ... هیچ وقت ..
دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1386 06:50 ب.ظ
یاسمین ( حرفهای یه دختر غمگین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آره با رفتنش به من عدم اعتماد به دیگران رو هدیه داد...بی رحم...
دلت شاد
دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1386 10:23 ب.ظ
شیوا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
در هر عقب نشینی و شکست سعی کن بفهمی دنیا چه چیز را می خواهد به تو یاد دهد .
دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1386 10:37 ب.ظ
عاطفه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وحید عزیز سلام نماز و روزه هات قبول...
اول یه سوال چرا وبت اسم نداره...ینی فقط یه نقطه؟
دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1386 11:25 ب.ظ
عاطفه
امتیاز: 0 0
لینک نظر

مرسی که بهم گفتی....
این روزا نامردی مد شده وحید جان..انگار همه چی جاشو با بی وفایی عوض کرده و داره همه چیز رو خراب میکنه...هر چند که همیشه اونی محکم تر ومقاوم تر ومردتره که بمونه سر عهداش..بمونه سر حرفش...حتی اگه به ظاهر این نباشه!
این خیلی خوبه که اونقدر مقاوم ومحکم هستی که میتونی راحت ریشهء یه عشق پوچ رو از جا بکنی ومنتظر نباشی...خیلی خوبه!همون بهترم که رفت...عشقی که از اول بی وفایی باشه عشق نیست آفته...آفت.

سه‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1386 12:07 ق.ظ
فعلا ناشناس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جالبه و تلخ
اما امیدوارم تلخیش نسوزوندت!
این حرفا رو میزنی اما جای زخمه همیشه رو دل ادما میمونه !
سه‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1386 12:25 ق.ظ
بی نشون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ممنون که سر زدی....
سه‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1386 03:20 ب.ظ
سپیده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام سایت قشنگی داری
به من هم سر بزن
تو را لینک کردم
مرا هم لینک کن
بای
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد